السيد محمد حسين الطهراني

18

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

مادر در اولاد و در نواده‌هاى آنها تكرار مىشود ؛ بدون آنكه در بسيارى از اوقات ، تأثيرات خارج از تعليم و تربيت در اين امر دخالت داشته باشد . واسطهء اين فضاى وسيع بىافق از كثرات ، و اين درياى ژرف از اختلافات كه در انسانها به چشم مىخورد ، جز يك سلّول بسيار بسيار ريز نامرئى چيزى نيست . غالب علماى ژن‌شناسى ( ژنتيسين ) عامل اين صفات ارثى را همان كروموزوم‌ها ميدانند كه در سلّولهاى جنسى وجود داشته و بالمناصفه وارد نطفه مىشوند ، و تمام آثار وراثت را روى طرز برخورد و دو جور شدن و دو تكّه شدن اين نيمهء كروموزوم‌ها كه هريك نيز قابل قسمت به قطعه‌هاى كوچكترى هستند ميدانند . امّا بعضى از محقّقين زيست‌شناسى همچون اتين رابوك عامل وراثت را كروموزوم نمىدانند ؛ و مىگويند : شخصيّت و وراثت معلول يك اثر مرموز خارجى و يا يك عمل داخلى مبتنى بر فاكتورهاى منسوب به كروموزوم نيست ، بلكه همان عنصر تشكيل‌دهندهء سلّول از جنس نر و ماده يعنى سيتوپلاسم و هسته كه هريك از آنها از مخلوطهاى آغشتهء درهم برهم عدّهء زيادى از تركيبات خميرى درست شده و محيط يا مادّهء حياتى را تشكيل مىدهند مىباشد ، و آن مخلوطهاى درهم و برهم و مبهم و غير مشخّص هستند كه در بروز صفات و تشكّل شخصيّت موجود دخالت و شركت دارند . و البتّه بايد دانست كه : آثار زندگى و فعّاليّت خارجى تك‌سلّول زنده ، آثارى نيست كه بطور جداگانه عمل بعضى از اين عناصر باشد ، و وظائف بطور تسهيم ما بين آنها تقسيم شده باشد ؛ بلكه در هر آن واحدى هر عنصرى روى جميع عناصر ديگر تأثير داشته ، و خود نيز تحت تأثير سائر عناصر قرار مىگيرد . و خلاصه و مجموعهء فعل و انفعالات فرد فرد عناصر با همديگر ، و با